تبليغاتX
**¤•۞•¤** سوار بر خیال **¤•۞•¤**

**¤•۞•¤** سوار بر خیال **¤•۞•¤**

من هیچکسم...مهم نیست که دلم گرفته است اندکی بعد دریا می شوم

 

 

 

 

نوزده سالم بود یه روز همراه خونواده با کلی از فامیلامون رفته بودیم پیک نیک بین اونا کسایی بود که

نمیشناختم یه پسر از بین اونا منو دید وازم خوشش اومد به قول خودش عاشقم شده بود فامیلامون

ازش تعریف میکردن با کلی اصرار اومدن خواستگاریم خلاصه باهاش عقد کردم تو روزای عقد متوجه شدم

 که معتاده با خونواده ام در میون گذاشتم که طلاق بگیرم خونواده ام چون وضع مالی خوبی نداشتن

 باهام بحث میکردن که عوض میشه آدم میشه خودشم هر دفعه با کلی قربون صدقه خرم میکرد میگفت

 درست میشم خلاصه بعد از چند مدت ازدواج کردیم اون روز به روز بدتر میشد نعشه میکرد شراب میخورد

 حتی یه بار سر نماز که بودم کتکم زد هر روز دعوا و کتک کاری در خونه رو از روم قفل میکرد نمیذاشت

بیرون برم ازش میخواستم طلاق بگیرم خونواده ام نمیذاشتن دو سال زجر کشیدم با کلی بدبختی

 بالاخره تونستم مهریه ام ببخشم وطلاقش بدم حتی جهیزیه امو هم بهم ندادن وضع مالیمون خوب نبود

 سخت کار میکردم تا بتونم خرج خودمو در بیارم یکی از کارام تدریس کامپیوتر بود یکی از شاگردام یه

پسر ۲۰ساله بود من اون موقع 23 سالم بود اون از من خوشش اومده بود خیلی گیر میداد فکر میکرد

 مجردم یه روز نشستم داستان زندگیموواسش تعریف کردم وقتی شنید سکوت کرد و بعد خداحافظی

 فرداش دیدم با خنده اومد سلام احوالپرسی کرد خلاصه هر جوری که شد میخواست منو راضی کنه

 باهاش دوست بشم من تنها بودم بالاخره قبول کردم رابطه ی ما خیلی خوب بود چند ماهی گذشت ما

 عشق هم شده بودیم بعضی اوقات البته خیلی کم با هم سکس داشتیم این رابطه همین طور گذشت

 تا به چهار سال رسید من تو این مدت موقعیتای ازدواج واسم پیش اومده بود ولی اون پسره هم ادعا

 میکرد که بدش نمیاد زنش باشم واسه همین ترجیح

دادم با اون بمونم من زیبا بودم  این انتظار و داشتم که باهام ازدواج کنه یه بار مامانش فهمید که پسرش

 با کی دوست شده کلی باهاش دعوا کرد و بهش گفت که هیچ وقت خواستگاری من نمیاد مدت آشنایی

 ما 6 سال شد نمیدونم چرا خریتی کردم و منتظر موندم به امید اینکه اون با من ازدواج کنه خلاصه 29

سالم شد یه خواستگار برام اومد میگفت ۴۳سالشه و یه بچه ی 11 ساله داره زنشو به خاطر اینکه با یه

 پسر فرار کرده طلاق داده من از اون خوشم نمیومد وضع مالیش بد نبود یه مغازه داشت که با 150 اونو

 کرایه داده بود دوستام اصرار داشتن که با اون ازدواج نکنم چون علاقه ای بهش ندارم ولی خونواده ام

 مجبورم کردن دوباره یه اشتباه دیگه.باهاش ازدواج کردم مرد نگو بگو زن.آخه اینم آدم بود باهاش ازدواج

 کرده بودم هیچ وقت سر کار نمیرفت وضع من طوری بود که لباس نداشتم تنم کنم میرفت پول قرض

 میکرد نمای ساختمون خونه رو عوض میکرد اصلا خرجم نمیکرد حتی یه روزم سر کار نمیرفت میخواست

 با 150 تومن زندگیش بگرده کارای مضخرف زیاد انجام میداد مادر شوهرم و خواهرشوهرم هم که آینه ی

 دق شده بودن جرات نداشتم شکایت کنم گفتم بچه دار بشم تا پام قرص شه پسرشو که نگو یه پسر

هوس باز و روانی همش کتکم میزد نصف شبا منو میترسوند داد میزد در کل روانی بود با این حال من

بهش محبت میکردم حامله که بودم شوهرم ازم کار میکشید چیزای سنگین و میداد من بلند کنم از زنم

 کمتر بود بچه رو تو هشت ماهگی بدنیا اوردم یه ماه تو دستگاه بود خواهر شوهرم فقط یه بار اومد

بیمارستان بهم گفت این چیه به دنیا آوردی آخه به اینم میگن بچه؟دیگه هیچ وقت نیومد به دیدنم نه

خودش نه مادرش.الان خونواده ام متوجه شدن که چه اشتباهی کردن روز و شب کار ما شده گریه

کردن.شوهرم این بچه رو نمیخواست الان بچه ام سه ماهشه یه پسره نمیدونید چقدر خونواده ی

 شوهرم حسودیشون میشه فکر میکنن پسرم رقیب پسرشونه همیشه خدا رو شکر میکنم که دختر

نبود کنار داداش هوس بازش.چیکار کنم چاره ای ندارم نمیدونم این وضع زندگی که واسم پیش اومده

تقصیر کیه؟تقصیر خونواده ام؟؟تقصیر شوهر اولم؟؟اون پسره که شده بود عشقم آیا منو فقط واسه

سکس میخواست؟وگرنه چرا بایست میذاشت من با همچین کسی ازدواج کنم؟نمیدونم

 

 

 

 

 

دانشجو بودم خونواده ی دوست بابام واسه پسرشون اومده بودن خواستگاریم با اصرار بابام باهاش عقد

 کردم اون پسر بدبینی بود خیلی بدبین همش بهم تیکه متلک مینداخت ازش بدم میومد بهم تهمت

میزد صبرم تموم شده بود من تا قبل عقد با اون حتی یه بارم با یه پسر غریبه بگو بخند نکرده بودم چه

برسه به دوست شدن و......خونواده ام نذاشتن من نمیتونستم طلاق بگیرم چون خرج یه دختر طلاق

 گرفته رونداشتن بدن. باهاش ازدواج کردم اون تو کشتیرانی کار میکرد وضعش خوب بود ولی 6 ماه به 6

 ماه پیشم بود هر دفعه هم که میومد با متلکاش اذیتم میکرد گفت واسه اینکه پیشم باشه حواسشو

بهم بده از این کار انصراف میده خونه رو میفروشه یه ماشین سنگین میخره واسش راننده میگیره تا

باهاش پول در بیاره وهمیشه خودش پیشم باشه راننده آدم مضخرفی از آب در اومد همش به بهانه های

 مختلف از شوهرم پول میگرفت سود که نداشت ضررم داشت نه تنها این راننده بقیه هم همین طور

بودن از اون موقع نحسی افتاد تو زندگیمون همش ماشین تصادف میکرد همش یه جاییش خراب میشد

 وسایل خونمون مرتب میسوخت شوهرم به خاطر مشکلاتمون سیگاری شد رفتارش با منم روز به روز

بدتر میشد یه بار برا یه ساعت از خونه زد بیرون وقتی برگشت دید که حموم رفتم کلی کتکم زد چاقو رو

  برد زیر گلوم تهدیدم کرد و گفت اعتراف کنم که کی اومده خونمون.اجازه ی بیرون رفتن نداشتم مدتی

 بعد حامله شدم دیگه هیچ چاره ای نداشتم بایست تحمل میکردم فکر میکردم وضع خوب مالیمون

 بالاخره برمیگرده سر جاش اعصاب شوهرم آروم میشه و زندگیمون بهتر میشه خونواده ی شوهرم از

 شوهرم روانی تر و بدجنس تر بودن همش شوهرمو بر ضد من پر میکردن رفتار اون بدتر و بدتر میشد

 حتی با به دنیا اومدن پسرم هم زندگی ما بهتر که نشد بدترم شد همین طوری داره از زمین و آسمون

واسم بدبختی میباره چند بار میخواستم دست به خودکشی بزنم ولی تا لحظه ی های آخر از این کار

دست میکشیدم.همش به این فکر میکنم دوران مجردی چه قدر خوب بود با دوستام میرفتیم بیرون

میرفتیم خونه ی هم دیگه با هم خوش بودیم چه صمیمیتی رو از دست دادم الان چی جرات ندارم برم

 خونه ی یکیشون .ولی دیگه گذشت باید تحمل کرد تا کی نمیدونم فقط باید تحمل کرد.

 

 

 

 

کی گفته عشق واقعیت داره؟کی میدونه عشق یعنی چی؟کی گفته عشق هوس نیست؟کی

گفته عشق یه حس پاکه؟این مضخرفاتو کی گفته؟؟؟ یه زمانی یکی به یه نفر علاقه مند میشه

 تا حدی که واسش حاضر بشه بمیره هیچکسی جز اونو نمیخواد و به هیچ کسی جز اون فکر

نمیکنه این یعنی عشق درسته منکرشم نمیشه شد دروغ نیست ولی موندگارم نیست زود

گذره عشق همون هوسه فقط تلفظ و ساختار دستوریش فرق میکنه

وقتی یکی به یکی دیگه میگه دوستت دارم یا تنها بوده یا مشکلاتش زیاد بوده یا دلش میخواسته

 اون موقع اون جمله رو بگه و اگه نگه رو سینه اش سنگینی میکنه و وقتی نیازش بر طرف شد اون

حس از بین میره هیچ وقت کسی نباید فکر کنه که وقتی کسی بهش میگه عاشقتم به خاطر اینه که

 به نظر طرف مقابل فرد تکی هستش استثنا هستش نه اینجوریا نیست جمله ی دوستت دارم هیچی

نیست جز یه حس ساده و زود گذر که آدم ممکنه به همه کس و همه چیز بگه. دوست داشتن کار دله

 میخواد آدم باشه میخواد حیوون باشه اگه چیزی رو دوست نداشته باشه که نمیتونه زندگی کنه میتونه؟

دزد پول رو خیلی دوست داره آدم پولدار قدرت رو خیلی دوست داره آدمای شکمو غذارو خیلی دوست

 دارن بعضیا آرایش غلیظ و دوست دارن بعضیا ملایم بعضیا لباسای تنگ و دوست دارن بعضیا لباسای

 راحت بعضیا لباسایرنگی دوست دارن بعضیا لباسای تیره بعضیا ورزش رو دوست دارن بعضیا سینما

 رفتن وبعضیا از ریاضی و حساب کتاب و دوست دارن بعضیا نقاشی یا موسیقی رو..........آدما با همین

دوست داشتن زندگی میکنن مطمئن باشید اگه کسی بهتون میگه دوستت دارم حتما با شما بودن

واسشون یه سودی داشته نگید که آره ما که پولدار نیستیم که سودی واسشون داشته باشیم چون

 درکش میکنیم چون بهشون آرامش میدیم ما رو میخوان نخیرعمو این خبرا نیست طرف فقط میخواد واسه

یه مدت زندگیشو بگذرونه همین هیچ وقت به دختری که خودش میاد طرفتون خودش میگه که دوستتون

 داره و عاشقتونه توجه نکنید چون بنا به آماری که من دارم تمام این جور دخترا دروغ گو هستن ادعای

 عشق و عاشقی میکنن ولی یه روده ی راست تو شکمشون نیست حرفاشونو نباید ساده باور کرد

چند نفراز همین قبیل آدما رو میشناسم میتونستم داستانشونو بنویسم واستون ولی چون تقریبا شبیه

 هم دیگه هستن لازم ندیدم بگم نتیجه ی کلی اینه که آدمای علافین یه دسته اشون فقط پسرا رو تیغ

میزنن و دسته ی دیگه شون روانین کمبود دارن و دلشون میخواد با احساس بقیه بازی کنن

یه نفر و میشناختم که عاشق یه دختری شده بود که چشماش آبی بود و موهای زرد داشت دو سال با

اون بود دو سال عاشق دلسوخته اش بود فقط به خاطر اینکه پسره دلش میخواست دختر رویاهاش این 

شکلی باشه ولی دختره بالاخره اونو گذاشت و رفت با کسی دیگه ازدواج کرد یکی نبود به اون دختر بگه

 آخه خاک تو سر تو که به اون پسره علاقه ای نداشتی چرا قول ازدواج بهش دادی چرا دوسال به عنوان

نامزدش رفتی خونه اشونو اومدی چرا وقتی کلی التماس و گریه زاری کرد به پات افتاد که تنهاش نذاری

 راهتو کشیدی و رفتی؟اصلا کی به تو اجازه داد وارد زندگیش بشی؟البته اشتباه از پسره هم بود آخه

کسی نیست به اون بگه چرا سعی نکردی دختره رو بشناسی چرا وقتی دیدی چشمای آبی و موهای زرد داره

 عاشقش شدی آخه به اینم میگن عشق؟حالم بهم میخوره از عشقایی که با یه نگاه شروع میشه

حالم بهم میخوره از کسایی که عاشق ظاهر آدم میشن مردایی رو میشناسم که با زنایی ازدواج کردن

 که زیبا هستن ولی هرروز به مرداشون اهانت میکنن هرروز توقعاتشون بالاتر میره و مردا مجبورن به

خاطر اینکه خواسته های زناشونو برآورده کنن صبح تا شب زحمت بکشن ولی جندش آور تر اینه که

شوهراشون با این حال دوستشون دارن در برابراذیتای اونا سکوت میکنن فقط به خاطر اینکه بتونن از

زیبایی زناشون استفاده کنن حالم از این جور ازدواجا بهم میخوره آخه اینم شد زندگی؟؟؟؟؟

 

 

+نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت11:26توسط هیچکس | |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل لباس با نوشته های فارسی

 

مدل لباس ميهني

 

 

 

بقیه ی عکسها در ادامه ی مطلب

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت8:16توسط هیچکس | |

 

 

روش های جلو گیری از عاشق شدن

 

 


+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت10:38توسط هیچکس | |

 


 

چه زیباست این صحنه دست این مادر بزرگ رو میبوسم




کلیک کنید نگاه کنید

بعد خودتون قضاوت کنید متاسفم برای همه که خوابین

http://www.youtube.com/watch?v=vnS16loCELk

 

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت19:57توسط هیچکس | |

 

 


 

سرکارتون هایی که میدیدم چی اومد

روی ادامه مطلب کیلیک کنید تا بفهمید

برای دیدن و خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت19:13توسط هیچکس | |

 

هنر دوبله

اگه به دوبله وفیلمای قدیمی و هنر دوبله فیلمهای موندگارتاریخ سینما علاقه دارید به  ادرس زیر برید .

 میتونید ببینید فیلمهایی که تماشا میکنید و چه کسایی جای رلهاش حرف زدند.

واقعا زیباست و جذاب حتما سر بزنید.

 

www.doblehfarsi.blogfa.com

 

عکسهای زیبا از شهر نیویورک

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت0:17توسط هیچکس | |

 

 

 
اگه گفتین چرا دخترا فقط صورتشون توی عکس پیداست ؟؟
 
 
 
 

 

برو پایین تا بفهمی چرا

4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif
4.gif


 

 

 


 

 

 

 


 

اگه ارایش نبود زنا چه زشت میشدنا

 

هیچ زنی زشت نیست --> www.w30.ir <--هیچ زنی زشت نیست --> www.w30.ir <--

برای دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید                

  


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت0:12توسط هیچکس | |


 

+نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت0:7توسط هیچکس | |

 

 

 

 

 

 دخترا که میرند دانشگاه تازه پیشرفته میشند(تختشونم...)*

 

رفتن به دانشگاه آزاد فرصت های درخشانی رو در مسیر زندگی در اختیار من قرار داد که ذکر چند تایی از اونها خالی از لطف نیست. اگر به دانشگاه آزاد برید...  خوش تیپ بودن رو تجربه می کنید..  

azad_Univercity01.jpg

 

 

برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت0:6توسط هیچکس | |